تبلیغات
قلمرو پارسی - پارسه؛بخش اول
شنبه 6 فروردین 1390

پارسه؛بخش اول

   نوشته شده توسط: گارد جاویدان    نوع مطلب :پارسه(تخت جمشید) ،

این نوشتار اولین نوشته از سری نوشته های من درباره پارسه یا تخت جمشید است ، در این نوشتار سعی شده به صورت کلی درباره پارسه اطلاعاتی داده شود.اگر خدا بخواهد در نوشتارهای بعدی به طور اختصاصی در مورد جای جای پارسه سخن میگویم.خواهشمندم با نظرات خود در راستای بهبود مطالب یاری گر من باشید.

پارسه؛بخش اول

معرفی تخت جمشید

تخت‌جمشید در دل استان فارس، یعنی میهن هخامنشیان، بنا شده است. داریوش بزرگ در حدود 518 ق.م. صخره بزرگی را در حدود شمال غرب كوه مهر (= كوه رحمت) برگزید تا كوشك شاهانه‌ای بر روی آن بنا نهد، وی و پسرش خشیارشا، و پسرزاده‌اش اردشیر یكم، بناهای با شكوه تخت‌جمشید را بر آن‌جا بنا كردند. بر این نكته باید تأكید كرد كه هدف داریوش بزرگ از ساختن این كوشك در سرزمین فارس، ساختن یك پایتخت اداری و سیاسی نبوده، زیرا كه این مكان از مركز دولت دور بوده، بلكه می‌خواسته است مركزی برای تشریقات ایرانی درست كند. ارنست هرتسفلد Ernst Herzfeld كه در سالهای 1930 در تخت‌جمشید حفاری می‌كرد، گفته است: «چنان می‌نماید كه تخت‌جمشید جایی بوده است كه به علت‌های تاریخی و علایقی ریشه‌دار در زادگاه دودمان هخامنشی ساخته شده و نگهبانی گشته و تنها در مواقع برگزاری مراسم و تشریفاتی خاص از آن استفاده می‌شده است»  بسیاری از محققان معتقدند كه تخت‌جمشید تنها برای برگزاری جشن نوروز، كه هم عیدی شاهی و هم جشنی دینی و هم آیینی ملی بود، به كار می‌رفت. استاد ولنتس W. Lentz  استدلال كرده است كه داریوش بزرگ جایگاه و جهات این كوشك را بر طبق محاسبات نجومی ساخته است و محور تابش خورشید به هنگام دمیدن، در روزهای معینی از سال با محورهای عرضی و طولی تخت‌جمشید رابطه می‌یابد. از سوی دیگر كارل نیلندر  Carl  Nylanderمعتقد است كه شواهدی برای برگزاری جشن نوروز در تخت‌جمشید در دست نیست و كالمیر Peter Calmeyer  نقوش تخت‌جمشید و متون یونانی را مقایسه كرده و به همان نتیجه رسیده است. عده‌ای هم با توجه به اسناد دیوانی و كاربرد برخی از بناها (مثلاً حرمسرا) و وسعت كاخ‌ها وهزینه گزافی كه بر سر ساخت آن‌ها به كار رفته است، تخت‌جمشید را مركزی سیاسی و ادرای و بازرگانی می‌دانند كه تناسبی با آیین‌های مذهبی نداشته است. اما حقیقت آن است كه اسناد دیوانی، هزینه‌های كارگری و سازندگی و نقش‌تراشی و نیز رفت‌و‌آمدهای پیك‌ها و مأموران دولتی در تخت‌جمشید همه به زمانی تعلق دارند كه داریوش و خشیارشا و اردشیر آن‌جا را بنا می‌كرده‌اند یعنی فعالیت ساختمانی در آنجا زیاد بوده است. وجود جشن نوروز در زمان هخامنشی هم از شواهدی ثابت می‌شود (مثلاً وجود جشن مهرگان، زیرا كه در نوروز درست آغاز سال و در مهرگان درست میانه سال را جشن می‌گرفته‌اند، ایجاد تقویم اوستایی، كه شامل جشن‌ها منجمله نوروز می‌بوده‌ ـ در دوره هخامنشی و نیز وجود دعای مخصوص زرتشتی بسیار كهن برای نوروز، كه با اعتقادات هخامنشیان پیوند ناگسستنی دارد). از سوی دیگر در زمان ساسانی نیز با آن‌‌‌كه استخر‌ـ جانشین پارسه‌ـ محل اصلی ساسانیان و جایگاه مذهبی و برگزاری آیین‌های دولتی (مثلاً تاجگذاری) بود، هیچ ‌گونه مركزیت سیاسی نداشت. با این دلایل جشن ما هنوز نظریه آیینی‌ بودن تخت‌جمشید را مرجح می‌دانیم .

 

 

صفّه‌ پارسه

 تخت‌جمشید بر روی صفّه‌ای بنا شده است كه كمی بیشتر از یكصدوبیست‌ وپنج‌هزار متر مربع وسعت دارد. خود صفه برفراز و متكی به صخره‌ای است كه از سمت شرق پشت به كوه‌ مهر (= كوه رحمت) داده است و از شمال و جنوب و مغرب در درون جلگه مرودشت پیش رفته و شكل آن را می‌توان یك چهار ضلعی دانست كه ابعاد آن تقریباً چنین است: 455 متر در جبهه غربی، 300 متر در طرف شمالی، 430 متر در سوی شرقی و 390 متر در سمت جنوبی كتیبه برزگ داریوش بر دیوار جبهه جنوبی تخت، صریحاً گواهی می‌دهد كه در این مكان هیچ بنایی قبل از وی موجود نبوده است.

كارهای ساختمانی تخت‌جمشید بفرمان داریوش بزرگ در حدود 518 ق.م آغاز شد. اول از همه می‌بایست این تخت بسیار بزرگ را برای برآوردن كوشك شاهی آماده سازند: بخش بزرگی از یك دامنه نامنظم سنگی را مطابق نقشه معماران، تا ارتفاع معینی كه مورد نظرشان بود، تراشیدند و كوتاه و صاف كردند و گودیها را با خاك و تخته‌سنگ‌های گران انباشتند، و قسمتی از نمای صفه را از صخره طبیعی تراشیدند و بخشی دیگر را با تخته‌سنگ‌های كثیرالاضلاع كوه پیكری كه بدون ملاط بر هم گذاشتند برآوردند و برای آن‌كه این سنگ‌های بزرگ بر هم استوار بمانند آن‌ها را با بست‌های دم چلچله‌ای آهنی به هم پیوستند و روی بست‌ها را با سرب پوشانیدند (این بست‌های فلزی را دزدان و سنگ‌ربایان كنده و برده‌اند؛ تنها تعداد كمی از آن‌ها را بر جای مانده‌اند). این تخته سنگ‌ها یا از سنگ آهكی خاكستری رنگی است كه از كوه و تپه‌های اطراف صفه استخراج می‌شده و یا سنگ‌های آهكی سیاهی شبیه به مرمر است كه از كانهای مجدآباد در 40 كیلومتری غرب تخت‌جمشید می‌آورده‌اند. خرده سنگ‌ها و سنگ‌های بی‌مصرف حاصل از تراش و تسطیح صخره را نیز به درون گودها ریختند. شاید در همین زمان بوده است كه با آب انبار بزرگ چاه مانندی در سنگ صخره و در دامنه كوه‌ مهر (= كوه رحمت) به عمق 24 متر كندند. 

پس از چند سال، صاف كردن صخره طبیعی و پر كردن گودی‌ها به پایان رسید و تخت هموار گشت. آن‌گاه شروع به برآوردن شالوده بناها كردند و در همان زمان دستگاه آب دَركُنی تخت‌جمشید را ساختند بدین معنی كه در دامنه آن قسمت از كوه رحمت كه مشرف بر تخت است آبراهه‌هایی كندند و یا درست كردند، و سر این آبراهه‌ها را در یك خندق بزرگ و پهن، كه در پشت دیوار شرقی تخت كنده بودند، گذاشتند تا آب باران كوهستان از راه آن خندق به جویبارهایی در جنوب و شمال صفه راه یابد و به دَر رَوَد. بدین‌گونه خطر ویرانی بناهای روی تخت‌ ناشی از سیلاب جاری از كوهستان از میان رفت، اما بعدها كه این خندق پُر شد آب باران كوهستان قسمت اعظم برج و باروی شرقی را كند و به درون  محوطه كاخ‌ها ریخت و آن‌ها را انباشت، تا این كه در هفتاد سال گذشته؛ باستان‌شناسان این خاك‌ها را بیرون ریختند و چهره بناها را دوباره روشن  ساختند. بر روی خود صفه، آبراهه‌های زیرزمینی كنده‌اند كه از میان حیاط و كاخ‌ها می‌گذشت و آب باران سقف‌ها از راه ناودان‌هایی كه مانند لوله بخاری و با آجر و ملاط قیر در درون دیوارهای ستبر خشتی تعبیه كرده بودند، وارد آبراهه‌های زیرزمینی می‌شد و از زیر دیوار جنوبی به دشت و خندقی در آن جا می‌رسید. هنوز قسمت‌هایی از این آبراه‌های زیرزمینی و ناودان‌های درون دیوارها را در گوشه‌و‌كنار تخت‌جمشید می‌توان یافت. هم اكنون  نیز آب باران‌های شدید زمستانی از این آبراه‌ها به در می‌رود.

جایگاه تاریخی

 مقام تخت جمشید در تاریخ بسیار والا است.نه تنها یکی از تخت گاه های دوره هخامنشی و مرکزی تشریفاتی و اداری و اقتصادی بشمار می رفته است بلکه سر مشقی برای هنر ملل بعدی هم گشته است .خاطره " گنج خانه نبشته های آن – که در آتش سوزی اسکندری به سختی گزند دید- تا قرنها در ذهن ایرانیان ماند و بعد استخر و نقش رستم را به تبعیت از آن ساختند و پرداختند. پادشاهان محلی فارس از تخت جمشید برای رهایی از یوغ مقدونیان الهام می جستند. ساسانیان بدان احترام می نهادند وپاپک و دو پسرش اردشیر و شاپور نقش خود را با سوزن در دیوار شمالی تالار حرمسرا کندند وشاپور سکانشاه دو کتیبه از خود درتـَچَرَ باقی گذارد . معماران و هنرمندان ساسانی تزئینات و خصایص هنری و معماری تخت جمشید را تقلید کرده اند ( مثلا ً در درگاه های فیروزآباد، درپلکان کنگاور، درنقش هدیه پردازان و نجبای سنگتراشی بزرگ شاپوریکم در بیشاپور، در ستونهای سنگی کاخی در بیشارپور در شیار ستونهای گچی شیز ( تخت سلیمان آذربایجان ). اینگونه تقلید در خارج از ایران هم راه یافته است و حتی در تزئینات و طرحهای آکروپل آتن ها هم رد پایش مشخص است. در هنر تاکسیلا وهندِ و بلخ در دوره یونانگرائی تأ ثیر مستقیم ستونها و تزئینات تخت جمشیدی روشن است چنانکه حتی مظهر ملت و دولت هند، که ستون سرنات باشد، نیز تقلیدی از ستونهای تخت جمشیدی است. در دوره اسلامی توجه خاصی به تخت جمشید داشته اند و بایکسان دانستن جمشید وسلیمان، بناهایش را به سلیمان هم نسبت داده و حالت تقدسی برایشان قایل بوده اند، چنانکه خاک تخت جمشید را توتیای چشم می دانستند و مردم خاکها را می شستند تا " درمیان آن توتیاء هندی یابند کی داروی چشم راشاید ". در دوره اول اسلامی مقداری از ستونها و زیر ستونها و درگاه های تخت جمشید را به استخر بردند تا با آنها مسجد جامع استخر را بسازند که مسعودی به دقت توصیف کرده است و آثارش هنوز بر جاست. دیلمیان تخت جمشید را ساخته نیاکان خود می دانستند و عضدوالدوله در قصری که بنام پسرش ابو نصر در شیراز ساخت، مقداری از درو ارگاه های کاخ داریوش بزرگ ( تـَچَرَ ) را بدانجا برد و کارگذارد. هم چنین تخت جمشید با جلب توجه مسافران اروپائی از ۱۴۷۰به بعد و شرح و قرحهای آنها از آن، خیلی زود شهرتی عالمگیر برای ایران باستان در جهان غرب به ارمغان آورد و نوشته های بسیاری وقف توصیف آن آثار وشناخت هنر ایرانی گردید. از راه همین توصیفات بود که خط میخی شناخته شد وراز خواندنش کشف گردید. نفوذ تخت جمشید در معماری چهل ستون ( که حتی نامش را هم از تخت جمشید آن زمان ــ" چهل منار" ــ گرفته است ) بخوبی آشکاراست، و نیز در آثار دوره قاجاریه – حتی در قالی و پرده بافی – بخوبی راه یافته است. در دوره معاصر، ساختمانهائی چون بانک ملی ایران و اداره کل شهربانی کشور را مستقیما ً به تقلید تخت جمشید ساخته اند و نقوش تخت جمشیدی آراینده قالی ها، پرده ها، ظروف فلزی، نقاشی و معماری گشته است.

آثاری که از این بنای شکوهمند بجا مانده شامل چهار گروه ساختمانی می باشد که از سه طرف در میان دیواری خشتی و استوار بنام "باروی تخت جمشید" محصور بوده است.  یک " پلکان بزرگ ورودی " درشمال غرب صفه درست کرده اند که دوطرف قرینه دارد و هر طرف آن با ۱۱۱ پله پهن اما کم ارتفاع ازسطح دشت به بالای سکو هدایت میکند. این پلکان از نظر هنری و معماری در حد کمال است و بقول ارنست هرتسفلد " Ernest Herzfeld  آلمانی که نخستین کاوش علمی در تخت جمشید را کرده است، در هیچ جای جهان قدیم نظیری ندارد.

بناها

بناهای روی صفه چهار نوع اند. در نیمه شمالی، کاخهای تشریفاتی " دروازه همه ملت ها " و " کاخ آپادانا " و " کاخ صد ستون " و " کاخ سه دروازه یا کاخ مرکزی " و " دروازه نیمه تمام " واقع اند. درربع جنوب غربی کاخهای اختصاصی " تـَچَرا " و " هدیش " و " کاخ اردشیر یکم " و کاخ مشهور به "حرمسرای خشیارشا" جای دارند، و ربع جنوب شرقی به " خزانه تخت جمشید " اختصاص دارد. دروازه همه ملت ها به وسیله خیابان سپاهیان به محوطه دروازه نیمه تمام وصل می شود. کل بناها با باروی تخت جمشید محافظت می شده است که مشتمل بوده بر دیواری خشتی و ستبر در شمال و جنوب، که علاوه بر آن همچون کمانی برروی تپه شرقی که " تپه شاهی " نام داشته، ادامه می یافته است و ناحیه ای را محافظت می کرده که در آن دو دخمه سنگی در دل کوه درآورده اند که دخمه شمالی آرامگاه اردشیر سوم (۳۵۶ تا ۳۳۶ ق م) و دخمه جنوبی آرامگاه اردشیر دوم (۴۰۴ تا ۳۵۶ ق م) از پادشاهان هخامنشی می باشد ونیز یک چاه سنگی عمیق هم در میان این دو کنده اند تا از ریختن سیلاب به درون کاخها جلوگیری کند.
ظاهرا آغاز ساخت و ساز در تخت جمشید در حدود ۵۱۸ ق م بوده است و دوره ساختمانی آثارنزدیک پنجاه سال مداوم طول کشیده است. بانی اولی و اصلی آن داریوش بزرگ (۵۲۱ تا ۴۸۶ ق م) بود که خودش در کتیبه های بنای تخت جمشید " که بردیوار جنوبی صفه کنده است می گوید: "در این جا پیشتر بنائِی نبود. من اینجا این ارگ راساختم و آن را زیبا و کامل وامن ساختم ".  پس از داریوش بزرگ پسر وجانشین او خشیارشا ( ۴۶۶ تا ۴۲۴ ق م) بیشتری آن کارهای ساختمانی به پایان رسید، اما در زمان پادشاهان بعدی هم کارهای تعمیراتی ادامه یافت و اردشیر سوم ساخت و سازهایی در آنجا کرد و در بعضی جایها تغییراتی داد. تا اینکه در سال (۳۳۰ ق م) اسکندر مقدونی شهر پارسه راگشود وبه تاراج داد و کاخهای تخت جمشید را هم به عمد آتش زد تا دیگر برا ی ایرانیان امیدی به تجدید دولت هخامنشی نماند. از آن پس تخت جمشید متروکه ماند واگر چه اولین فرمانروایان ساسانی در آنجا اثاری از خود به جای گذاردند، ولی نام پارسه را فراموش کردندو آن را صــــــد ستون خواندند که بعدها چهل ستون و چهل منار هم می گفتند.
 همه قرائن حاکی از آن است که " داریوش بزرگ " نه تنها کاخ هایی را که ساخته است طراحی کرده بوده ، بلکه طراح اثار بعدی هم بوده است . برای  ساختن کاخها اول می بایست بر دامنه "تپه شاهی" سکویی به وسعت۱۲۵ هزار متر مربع را آماده سازند یعنی بخش بزرگی از یک دامنه نامنظم صخره ای را مطابق نقشه ای دقیق تا ارتفاع دلخواه  راهموار سازند و بلندیهایش را بتراشند و گودی هایش را با خاک و تخته سنگ  پر کنند تا بدین ترتیب سکویی درست شود که که قسمتی از نمای آن از صخره طبیعی تراشیده شده بود و بخش دیگرش را با تخته سنگهای کثیرالاضلاع و کوه پیکر برآورد ه بود ند.  بعد برروی آن آثار دلخواه را بر طبق برنامه ای منظم  ساختند بطوری که محوطه  به چهار بخش تقریبا مساوی تقسیم گردید و آثار روی آن به طرزی شگفت انگیز مطابق برنامه از پیش معین شده در چهار گروه ساخته شد. دقت در طرح نقشه آثار از این جا بر می آید که از همان آغاز کار سه نوع آبراهه بر روی صفه تهیه دیدند. یکی خندقی بزرگ و پهن در پشت دیوار شرقی تخت ، که آب بارا ن کوهستان را به راه " راه آبهای زیرزمینی " در شمال و جنوب صفه می رساند تا از آنجا بدَر رَوَد. این راه آبها چندین متر ژرفا دارند و اززیر تخت به دشت می رسند. دوم راه آبهایی که در داخل شالوده کاخ ها با آجر قیر اندود بسان چاه سنگ چین شده  درست کردند تا بعد که دیوارها را بالا می آورند آنها راه هم بصورت ناودان در داخل دیوارها تا سطح بام ها بالا ببرند و آب باران سقف را به درون راه آبهای زیرزمینی برسانند ( نمونه های آن در درون پی دیوارهای آپادانا، به صورت چاه های چهارگوش هنوز پیدا است). سوم راه آبهایی که با تنبوشه درست کرده اند وآب مصرفی روزانه را جریان می داده است. همچنین برای دفاع از ارگ باروهایی استوار بر آوردند که آثار دیوارهای ستبر خشتی آن و برج هایش بر لبه شمالی صفه و نیز بر فراز تپه مشرف بر آن دیده می شود.  با توجه به این حقیقت که نقشه راه آبها پیشاپیش با نقشه کاخها و دیوارهایشان هماهنگی می داشته اند، می توان دید که همه  طراحی ها از اول کار انجام شده بوده و طراح اصلی کسی جز داریوش بزرگ نبوده است.
درباره کاربرد بناهای تخت جمشید حدسیات زیادی زده اند.  انچه مسلم است ارتباط دادن این آثار با اهداف نجومی و رصدخانه ای و معبد سازی، هیچ پایه علمی ندارد.   هدف داریوش بزرگ از بنای این ارگ نه ساختن پایتختی دولتی بوده است و نه بنای معبدی دینی.  کاربرد  بناهای تخت جمشید و شهر پارسه نمایش قدرت ایرانی و شیوه حکومتی او می بوده است یعنی داریوش بزرگ می خواسته است شکوه و توانگری دولت ایرانی را نشان دهد که با پیروی از دو اصل نظم مبتنی برراستی (اََرْتَه) و احترام به عقاید ، سی قوم  یکپارچه ساخته و در کشوری که از آسیای میانه تا رود دانوب و از سند تا حبشه گسترده بود، از نعمت آزادی دینی و فرهنگی و پشتیبانی قانون برخوردار کرده بود و البته از آنها فرمانبرداری هم می خواسته.

تخت جمشید نمایانگر اتحاد این اقوام است ، دروازه آن دروازه همه ملت ها است و نقوش آن تصویر کننده هماهنگی و همکاری ملت های تابع در نگهداری نظم و قانون نیز پذیرایی شاهانه داریوش بزرگ و جانشینانش از خدمتگزاران خویش می باشد.  در این جا نمایندگان اقوام تابع به میهمانی نوروزی پادشاه هخامنشی میآمده اند وبا خود نه باج و خراج بلکه هدایای نوروزی می آورده اند.
بناهایی که داریوش بزرگ آغاز کرد از این قراراند: اول سکوی صفه را با هموارکردن بلندی ها و چیدن سنگهای کلان در اطراف آن ساخته و پرداختند. تخته سنگها را از کانهای سنگی نزدیک محل ویا مجدآباد آوردند ودر معدن تراش کلی دادند و سپس بدون ملاط بر هم سوار  کردند و برای استواری با  بستهای فلزی به هم دوختند. راه ورودی به تخت جمشید در آغاز از سمت جنوب و نزدیک کتیبه های بنای تخت جمشید بوده است اما این پلکان اولی را بعدها مسدود ساختند و تنها از پلکان بزرگ ورودی در شمال غربی استفاده کردند.  به فرمان داریوش بزرگ بر بالای صفه در سه جا کارهای ساختمانی انجام داده شد.  در قسمت جنوب شرقی " خزانه تخت جمشید " را ساختند، که اول بصورت مستطیلی با طول شرقی- غربی بود (وبعدها خشیارشا  آن را بزرگتر وبه بنایی دژوار با طول شمالی – جنوبی تبدیل کرد). در شرق این خزانه،  بنایی آغاز گردیده بود که بعدها در داخل حرمسرای خشیارشا ادغام شد. در قسمت غربی هم بنای اختصاصی کوچکی موسوم به  " تََچَرا " ساختند که درو دیوارهایش با نقوش شاه و خدمه اش مزین بود ویا سربازان نیزه دار سپرکش را نشان می داد ویا نقش شاه را بصورت قهرمانی عفریت کش می نمود.  در محوطه شمالی آنهم کاخ بزرگی برای بارعام پی ریختند که " آپادانا " نام گرفته است و مشتمل بوده است بر تالاری مرکزی با شش ردیف شش ستونی و سه ایوان درشمال و شرق و غرب ، که هرکدام دوازده ستون داشته اند. چهار برج آپادانا آن کاخ را از چهار سمت محافظت می کرد ودیوارهای بیرونی آن با تزئینات " سرو " و " نخل " و " نماد فر
ایرانی " و " کتیبه های میخی " همه منقوش بر " کاشی های لعاب دار " مزین شده بود. دو ایوان شمالی و شرقی توسط پلکان های دو جانبه و قرینه هم به حیاط آپادانا راه می یافتند.  جبهه پلکان شمالی و پلکان جنوبی با نقوش بسیارزیبایی از هیات های هدیه آور که نماینده اقوام تابع بودند و بهمراه بزرگان ایرانشهر به میهمانی شاه بزرگ می آمدند، و نیز تصاویر میر آخوران و اسباب کشان و سربازان گروه جاویدان تزیین گردید . این نقوش زیبایی خیره کننده اما توﺃم با سادگی و وقار دارند ودقیقا گویای روابط محترمانه میان مردمان زیر دست و پارسیان و دولت هخامنشی اند و همکاری همه ملل در نگهداری نظم و شکوه آن را مجسم می کنند. بیشتر این نقوش در اصل با رنگ آمیزی زیباتر می نموده اند اما اکنون رنگها چشم نوازی خود را از دست داده اند.  کتیبه های میخی به سه زبان فارسی باستان و عیلامی و بابلی درچند نقطه این پلکانها کنده شده اند که در آنها پادشاه پس از ستایش " اهورامزدا " از نام و نشان خود ووسعت ایرانشهر و گوناگونی مردمش سخن رانده است.  در مرکز جبهه هر یک از پلکانها در اصل نقش بارعام شاهی وجود داشته است که بر آن  شاه را بر کرسی سلطنتی کنار دو بخوردان بلند نشان می داده است و پشت سرش  ولیعهدش و خواجه حرمسرا و دو سه نفر از نجبا و در جلوش رئیس تشریفات و اسلحه دار شاه و دو نجیب زاده دیگر نقش بوده اند.  این نقش، بارعام نوروزی را می نموده است که طی آن هدایای ملل از نظر پادشاه می گذشته است واو هم بنوبه خود هدایایی به میهمانان میداده است.  اما بعدها بخاطر ملاحظاتی این دو نقش را برداشته به خزانه تخت جمشید بردند و بجای آنها دو گروه سرباز مقابل همدیگر گذاشتند.  یکی از آن دو نقش بارعام اصلی هنوز در خزانه تخت جمشید  باقی مانده و دیگری را به موزه ملی ایران در تهران برده اند.
خشیارشا  ساختمانهای ناتمام پدرش را به اتمام رسانیدو خود تعدادی بر آنها افزود.  در یکی از کتیبه هایش می گوید: " هر چه به چشم زیبا می نماید، من و پدرم داریوش شاه به فضل اهورامزدا ساختیم ". از کتیبه های میخی پلکان آپادانا بر می آید که پلکان شمالی آپادانا درزمان داریوش بزرگ آغاز گردیده  و  خشیارشا آن را به اتمام رسانده است اما پلکان شرقی آپادانا را خشیارشا  ساخته است.  به همین جهت دو نقش بارعام  که اصلاً میان جبهه پلکانها بوده  خشیارشا  و شاهزاده داریوش را نشان می داده ، نه داریوش بزرگ و خشیارشا را چنانکه بسیاری شایع کرده اند.
ساختمانهای خشیارشا عبارت بودند از: 1) کاخ اختصاصی او به نام " هدیش " که در جنوب شرقی تََچَرا واقع و دو برابر آن وسعت دارد، و منقوش به تصویر پادشاه و خدمه اش و جانوران و اسباب خدمه است ، و پلکانهایش مزین به نقوش خدمه ویا سربازان اند. 2) کاخ دروازه همه ملل که تالاری چهارستونی در شمال غربی صفه است و بمنزله تالار انتظار بوده، وسه سوی آن سکوئی داشته برای استراحت میهمانانی  که از پلکان بزرگ بالا می آمدند واز طریق این تالار به حیاط آپادانا رفته اند.  دو درگاه ورودی این تالار را با نقوش " گوپت شاه "  (جانوری با سرانسان وبدن گاو ویال شیر وبال عقاب) تزیین کرده اند که جرز را بر دوش دارند و حالت نگهبانان درگاه را گرفته اند.  بر بالای جرزها  کتیبه های میخی سه زبانه ازخشیارشا کنده اند که در آنها پس از ستایش اهورامزدا می گوید: " من این دروازه همه ملل را به فضل اهورامزدا ساختم". از چهار ستون تالار دو تا افتاده بود ویکی دیگر را هیات تعمیراتی ایتالیائی- ایرانی به سرپرستی " ژوزپه  تیلیا " با دقت بسیار از قطعات فروریخته و نو درست کرد که به " ستون باز برپاشده " شهرت یافت و به واسطه رنگ آبی اش از دیگر ستونها مشخص می باشد. 
در کنار این کاخ یک حوض سنگی افتاده است که گویا به عنوان تخته سنگ برای کار گذاشتن دربناها می بوده است اما بیکار مانده، و تیر دو سر ستون عقاب دوسر که بدنه شیر دارند و اصطلاحاً " هما " خوانده می شوند هم در کنار خیابان سپاهیان یافت شده است.
سومین اثر خشیارشا،کاخ معروف به حرمسرای خشیارشا است که در غرب خزانه تخت جمشید واقع شده و قسمت عمده آن را مهندس " فردریک کِرفتر آلمانی " درزمان حفاری " هرتسفلد " و " اشمیت " بازسازی کرد تا بعنوان مرکز اداری تخت جمشید به کار رود.  وهنوز هم کتابخانه تخت جمشید و موزه تخت جمشید و بنیاد پژوهش پارسه- پاسارگاد در این قسمت بازسازی شده جای دارند.  حرمسرای خشیارشا در اصل مشتمل بوده است برتالاری ستوندار ( که امروز موزه تخت جمشید است ) با یک ایوان و حیاط شمالی ، و تعدادی اطاقهای چهارستونی متحدالشکل که هریک اطاق و انباری جانبی داشته برای زندگی زنان شاهی بسیــار مناسب می بـوده است.  درگــاه های تالار اصلــی با نقـــوش شــاه و خدمه اش مزین شده اند و حتی طرح گل و بوته و شیران غرّان روی لبـــاس پادشـــاه بــــا سوزن کاری نقر کرده اند.  هم چنین بدنه درگاه های اطاقهای جانبی تالار هم با نقوش سربازان نگهبــان و قهرمان عفریت کُش ( نماد پیروزی خوبی بربدی )  تزئیــن گشتـــــه انـــــد.
در شرق حرمسرای خشیارشا ، خزانه تخت جمشید واقع است که اصلاً مشتمل بوده بر ساختمانی دژ مانند با یک در ورودی ( در شمال شرقی ) و چندیـــن تالار ستون دار. این خزانه غنی را اسکندر مقدونی به تاراج بـــرد.  چنانکــه بالاتر توضیح داده شد، نقش بار عام که هنوز در آنجا میابیم اصلاً متعلق بوده است بـــه  پلکان شرقی آپادانا. ته ستونهای این تالارها هنوز برجایند و آثار نشان سنگتراشان روی آنها پیداست . در گوشه ای از  خزانه تخت جمشید   تعداد هفتصدواندی لوح گلین با نوشته های عیلامی بدست آمد که بخشی از اسناد مربوط به سازمان کارو پرداخت مواجب کارگران را نگهداشته است و به " الواح گلین خزانه " مشهورشده است. این الواح ثابت می کند که سازندگان  تخت جمشید از بیگاری استفاده نمی کرده اند و مزد هرکس را به فراخور هنر و کارش می داده اند.
" کاخ سه دری " (یا کاخ مرکزی) هم از ساخته های  خشیارشا و تمام کرده اردشیر یکم است . برروی پلکان ایوان شمالی تصویر بزرگان ایرانشهر را نقش کردند و بر لبه کنگره دار آن نقش سربازان مادی و پارسی را.  دو درگاه شمالی و جنوبی پادشاه را با خدمه اش در حالت ورود و خروج نشان می داده است اما درگاه شرقی او را نشسته بر تخت بزرگ و با ولیعهدش ( ایستاده پشت سر او) می نموده است که درزیر فرّ کیانی اند و تخت را نمایندگان اقوام تابع بردست دارند. 
در شرق حیاط آپادانا و شمال خزانه تخت جمشید بنائی بوده است که کاخ صد ستون می خوانند ( و گاهی تالار تخت گفته اند). این کاخ چهارگوش به وسعت ۴۶۰۰ متر مربع با یکصد ستون( با زیر ستون زنگوله ای ، شالی گرد، تنه شیاردارو بسیار مزین به گل و بویه در بالا و سرستون گاو دوسر- که نمونه هایی از آن در موزه ملی ایران و موزه شرقی شیکاگو گذاشته اند) ، و هشت درگاه ( دو تا درهردیوار) . در کتیبه ای به زبان بابلی و خط میخی بر خشتی سنگی که در گوشه جنوب شرقی تالار جسته اند، آمده است : اردشیر شاه گوید :" این خانه ، خشیارشا شاه پدرمن ، پی اش را ریخت، به تأیید اهورامزدا ،من، اردشیر شاه، آن را بر آوردم [و] تمامش کردم". جرزهای درگاه های شمالی این کاخ را به صحنه ای مشتمل بر بارعام شاهی و پنج ردیف ده تائی از سربازان ایرانی ( یعنی یکصد نفر در هر درگاه ) که گفتی تخت را بر نیزه های خود استوار دارند، مزین کرده اند. درگاه های جنوبی نمایندگان ملل تابع را می نماید که تخت شاهی و خود اورا نشسته بر آن حمل می کنند، و درگاه های شرقی و غربی شاه را در نبرد با جانوران عجیب الخلقه ( مثلا ً شیر بالداری که شاخ گاو ودم کژ دم دارد و در باور ایرانیان احتمالا ً نمودار اهریمن می بوده اند) نشان می دهد. به گفته ابن بلخی مردم زمان وی این ها را تصویر جمشید در نبرد با ددان می دانسته اند. 
در شمال این کاخ ، دروازه نیمه تمام و محل استقرار خدمه و سربازان است. " اشمیت " در قسمتی از باروی تخت جمشید که در شمال شرقی صفه است، بیش از ۳۰هزار لوحه گلین بدست آ ورد که قسمتی از خزانه اسناد دولت هخامنشی بوده است واز فعالیت بسیار زیاد اقتصادی و دینی و اداری در تخت جمشید حکایت دارند. این الواح گلین باروی تخت جمشید روشنائی زیاذی بر هنر و اوضاع اقتصادی دوره هخامنشی افکنده و هم چنین هزاران لغت و نام ایرانی را هم ثبت کرده است.
آرامگاه اردشیر سوم ( دخمه شمالی ) و آرامگاه اردشیر دوم ( دخمه جنوبی ) شکل تقریبا ً یکسانی دارند یعنی اطاقی در دل کوه کنده اند که در آن چند تابوت سنگی تعبیه کرده بودند تا جسد مومیایی شده شاه ویارانش را در آن بگذارند. جبهه بیرونی آرامگاه را هم با نقش شاه در برابر " آتش شاهی "  و زیر سایه " فرّ کیانی "  بـــــر روی تخت بزرگی نموده اند که نمایندگان اقوام تابع آن را بر دوش می کشند.
اردشیر اول در گوشه جنوب غربی صفه کاخ مجللی بر آورده بود که پلکان بزرگ آن با نقوش سی و چند هیأت هدیه آور مزین بود اما بعدها این کاخ را خراب کرده اند و سنگهای آن را در جایهای دیگری به کار برده اند.
درمورد جنبه های هنری تخت جمشید باید خاطرنشان کرد که پارسیان در مدتی کوتاه صاحب دولتی جهانی شده بودند به طبع فرصت خلق هنری ویژه را از نو و از پایه نداشتند و ازهنرهای ملل تابع – آشوریان ، مصریان، لودیان ، ایونیه ایها ، بابلیان و غیره – استفاده کردند ولی طراحی ها و نقشه های بناها و موضوع نقوش را خودشان دادند، تنها سبک و طریقه هنری ملل تابع را پیروی کردند. کارگران در گروه های متعدد زیر نظر استادانی که نشان خود را بر سنگها گذارده اند، کار می کردند. هنر نقاشی و زرگری و تندیس سازی و معماری ِهخامنشی همه در تخت جمشید مجسم شده اند. نه تنها بعضی از نقوش رنگ دارند، بلکه روکش درها و میخهای آنها و نیز جواهراتِ پادشاهان را از زر وسیم می ساختند وبه سنگ می نشاندند. از روی آثار تخت جمشید است که می توان نوع لباسها و ابزارو آلات و شیوه تندیس پردازی هخامنشی را در هر جا که باشد – خواه در هند یا ترکیه ، خواه در مصر یا ازبکستان و ارمنستان – شناخت .
یکی دیگر از هنرهای معماری در تخت جمشید این است که نسبت ارتفاع سر درها به عرض آنها و همین طور نسبت ارتفاع ستون‌ها به فاصله بین دو ستون نسبت طلایی است. نسبت طلایی نسبت مهمی در هندسه‌است که در طبیعت وجود دارد. این نشانگر هنر ایرانیان باستان در معماری است.


برچسب ها: پارسه ، تخت جمشید ، معماری ایرانی ، پرس پولیس ، پرسپولیس ، داریوش بزرگ ، خشایارشا ، آپادانا ، صد ستون ، تالار آیینه ،

How much does it cost for leg lengthening?
دوشنبه 30 مرداد 1396 03:15 ب.ظ
Thanks for sharing your thoughts about Can exercise increase your height?.
Regards
foot pain goes away and comes back
جمعه 16 تیر 1396 10:04 ق.ظ
You could certainly see your skills in the paintings you write.
The world hopes for even more passionate writers such as you who are not afraid to mention how they
believe. At all times go after your heart.
foot pain during pregnancy
چهارشنبه 7 تیر 1396 08:39 ب.ظ
Hi, Neat post. There's an issue together with your site
in internet explorer, would check this? IE still is the market chief and a large component of folks will pass over your magnificent writing because of this problem.
Trang chủ
دوشنبه 5 تیر 1396 12:30 ق.ظ
This is the right web site for anyone who would like to find
out about this topic. You know a whole lot its almost tough to argue with you (not that I really would
want to?HaHa). You certainly put a fresh spin on a topic which has
been discussed for a long time. Excellent stuff, just wonderful!
Leonoroboyle.Weebly.com
پنجشنبه 21 اردیبهشت 1396 04:20 ق.ظ
You could certainly see your expertise within the paintings you write.
The world hopes for more passionate writers like you who are not afraid to say how they believe.
All the time go after your heart.
BHW
جمعه 25 فروردین 1396 03:26 ب.ظ
You're so cool! I don't suppose I've truly read through something like
that before. So great to discover another person with original thoughts on this subject matter.

Seriously.. thanks for starting this up. This site is one thing that is needed
on the web, someone with a little originality!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر