تبلیغات
قلمرو پارسی - نادر شاه افشار ؛ آخرین جهانگشای شرق
سه شنبه 9 فروردین 1390

نادر شاه افشار ؛ آخرین جهانگشای شرق

   نوشته شده توسط: گارد جاویدان    

نادرقلی یا ندر قلی ملقب به نادر شاه از ایل افشار خراسان و بنیانگذار دودمان افشاریه بود که از سال ۱۱۱۴ تا ۱۱۲۶بر ایران حکومت کرد. پایتخت وی شهر مشهد بود. او از مشهورترین پادشاهان ایران پس از اسلام است که سرکوب افغانها و بیرون راندن عثمانی و روسیه از ایران و تجدید استقلال این کشور و نیز فتح هندوستان و ترکستان و جنگهای پیرزومندانه او، اسباب شهرتش گشته است.

نادرشاه در روز دوشنبه 2 آذر سال ۱۰۶۷ خورشیدی در ایل افشار در درگز در شمال خراسان به دنیا آمد. این ایل به دو شعبه بزرگ تقسیم می‌شد: یکی قاسملو و دیگری ارخلو یا قرخلو؛ نادر شاه افشار از شعبه دوم بود. طایفه قرخلو را شاه اسماعیل از آذربایجان به خراسان کوچاند و در شمال آن سرزمین، در نواحی ابیورد و دره گز و باخرز تا حدود مرو مسکن داد؛ تا در برابر ازبکان و ترکمانان مهاجم سدی باشند. تعداد بسیاری از این ایلها در زمان شاه عباس اول در ایل شاهسون ادغام گشتند.پدر او امامقلی از افراد بی نام و نشان این ایل بود و گویا به شغل پوستین دوزی و به تنگدستی روزگار می‌گذرانیده است.

بنا به روایت غیرمستندی هنگامی که نادر هنوز به ۱۸ سالگی نرسیده بود که همراه با مادرش در یکی از یورشهای ازبک‌های خوارزم به‌اسارت آنها درآمد. بعد از مدت کوتاهی از اسارت گریخته و به خراسان برگشت و در خدمت حکمران ابیورد باباعلی بیگ بود. او گروه کوچکی را به دور خود جمع کرده بعد از کنترل چند ناحیه خراسان خود را «نادرقلی بیگ» نامید.

در این هنگام افغان‌ها به رهبری محمود افغان  ، اصفهان را تصرف کرده بودند و شاه سلطان حسین صفوی را به قتل رساندند. با سقوط اصفهان و قتل شاه سلطان حسین، پسر او به نام شاه تهماسب دوم صفوی که از اصفهان به قزوین گریخته بود،خود را پادشاه ایران خواند ولی حکام نواحی گوناگون کشور حاضر به اطاعت از او نشدند.

محمود افغان نیز که تنها بر اصفهان و نواحی اطراف آن حکومت می‌کرد کمی بعد در سال (۱۱۳۷ ه‍.ق) به‌دست پسر عمویش به‌نام اشرف افغان به‌قتل رسید. همزمان با این اوضاع و احوال،نادر که از میزان نفوذ خاندان صفوی در میان مردم آگاه بود، به شاه تهماسب دوم پیوست و سردار سپاه او شد،سپس خراسان را به تصرف خود در آورد.

فئودال بزرگ،ملک محمود سیستانی (حاکم سیستان) تا حدی مانع قدرت‌گیری نادر شد ولی او در سال ۱۱۳۷ ق پشتیبانی شاه طهماسب دوم صفوی و فتحعلی خان قاجار (پدربزرگ آقا محمدخان قاجار) را جلب کرده توانست ملک محمود را شکست دهد و حاکمیت شاه ایران را در خراسان برپا نماید. شاه طهماسب نیز، نادر را والی خود در خراسان اعلام کرد و پس از آن نادر نام خود را به «طهماسب قلی» تغییر داد. آنگاه برای به‌قدرت رساندن شاه طهماسب با افغانها وارد جنگ شده و رییس افغانها یعنی اشرف افغان را در مهماندوست (اطراف دامغان) در طی نبرد دامغان و سپس در مورچه خورت اصفهان و برای بار سوم در زرقان فارس شکست داد و سپس در تعقیب وی، افغانستان را مورد تاخت و تاز قرار داده و قبایل این دیار را مطیع نمود،بدین ترتیب پس از هفت سال شورش افغان‌ها به پایان رسید. سپس با دشمنان خارجی وارد جنگ شد اما در زمان جنگ با عثمانیها که غرب ایران را در اشغال داشتند متوجه شورشی در شرق ایران شد و جنگ را نیمه کاره رها کرده به آنجا رفت.شاه طهماسب صفوی که از شهرت و اعتبار نادر در بین مردم دچار حسادت گشته بود برای نشان دادن قدرت خود با لشکری بزرگ به سوی عثمانی تاخت که در طی جنگ پرافتخار چالدران هزاران سرباز ایرانی بدلیل عدم وجود سلاحهای مدرن و نیز بی کفایتی شاه طهماسب،کشته شدند و با وجود جانفشانی های بسیار سربازان ایرانی ، لشگر طهماسب شکست خورد.نادر با سپاهی اندک و خسته از کارزار از مشرق به سوی مغرب ایران تاخت و تا قلب کشور عثمانی پیش رفت و سرزمینهای ایرانی را  به خاک ایران برگرداند و انتقام چالدران را از ترکان متجاوز گرفت. سپس از آنجا به قفقاز تحت اشغال روس ها رفت که با کمال تعجب دید روسها خود پیش از روبرو شدن با او پا به فرار گذاشته اند در مسیر بر گشت در سال 1148 در دشت مغان در مجلس ریش سفیدان ایران از فرماندهی ارتش استعفا نمود و دلیلش اعمال پس پرده خاندان صفوی بود و سپس عازم مشهد شد.بزرگان که می دانستند او باطنا مایل به سلطنت است سوارانی نزدش فرستادند.سواران به نادر خبر دادند که مجلس به لیاقت شما ایمان دارد ، سپس کمر بند پادشاهی ایران را در سن 48 سالگی بر کمرش بستند . او به مدت ۱۲ سال پادشاهی کرد و در این مدت دائماً به لشکرکشی به نواحی گوناگون مشغول بود. در این مدت توانست بحرین، قندهار، خوارزم، بخارا و بسیاری نواحی دیگر که برای سال‌ها از ایران جدا شده‌بود را به ایران بازگرداند و نیز هند را که از مهمترین فتوحات او بود توانست فتح کند.

    

مجازات افغانها و فتح هند

 افغان‌های مخالف نادرشاه پس از فتح قندهار به دست نادر، به دهلی گریخته بودند. نادرشاه سه بار به هند اخطار نمود که افسران اشرف افغان که حدود ۸۰۰ نفر بودند را به ایران تحویل دهد. در پی عدم تحویل آنها سپاه ایران از رود سند گذشت و در جنگ کَرنال هندی‌ها را شکست داده و دهلی را تصرف کرد. سپس ۸۰۰ افغان را در بازار دهلی دار زدند و بازگشتند.نادرشاه به رغم کمی سپاهیانش در مقابل لشکریان فیل سوار هندی توانست با به‌کارگیری تاکتیک‌های نوین جنگی پیروز شود.

نوشته اند: زمانی كه نادر شاه افشار عزم تسخیر هندوستان داشته در راه كودكی را دید كه به مكتب می‌رفت. از او پرسید: پسر جان چه می‌خوانی؟

قرآن.

- از كجای قرآن؟

- انا فتحنا....

نادر از پاسخ  او بسیار خرسند شد و از شنیدن آیه فتح فال پیروزی زد.

 سپس یك سكه زر به پسر داد اما پسر از گرفتن آن ابا کرد.

نادر گفت: چرا نمی گیری؟

گفت:مادرم مرا می‌زند می‌گوید تو این پول را دزدیده ای.

نادر گفت: به او بگو نادر داده است. پسر گفت: مادرم باور نمی‌كند و می‌گوید: نادر مردی سخی است او اگر به تو پول می‌داد یك سكه نمی‌داد. زیاد می‌داد.

 حرف او بر دل نادر نشست. یك مشت پول زر در دامن او ریخت.

در جنگ کرنال در طی یک روز بین بیست تا سی‌هزار هندی کشته شدند. به‌ناچار محمد شاه گورکانی پادشاه هندی از نادر امان خواست؛ نادر به او گفت متجاوز نیستیم اما از حق مردم خویش نیز نخواهیم گذشت،محمد شاه نیز جواهرات بسیاری مانند کوه نور و دریای نور و تخت طاووس به نادر شاه تسلیم کرد.نادرشاه با غنائم فراوان که از هند به چنگ آورده بود به ایران بازگشت؛ غنائمی که نادر شاه به ایران آورد ده برابر بیشتر از بیشترین درآمد سالانهٔ دوران صفوی برآورد شده‌است. میزان غنائم به حدی بود که نادر برای سه سال گرفتن مالیات را در ایران قطع کرد و بسیاری از آن جواهرات اکنون پشتوانه پول ملی ایران در بانک مرکزی  است.با حمله نادر به هندوستان زمینه تضعیف و انقراض امپراتوری مغولی هند یا گورکانیان را فراهم کرد و پس از مدتی دولت انگلستان توسط کمپانی هند شرقی بر این کشور استیلا یافت.

 
 نقاشی ای از نادرشاه که از روی خودش کشیده  شده و در موزه ویکتوریا و آلبرت در لندن است. 

افول نادر

نادر شاه در اواخر عمر تغییر اخلاق داد و پسر خود رضاقلی میرزا را کور کرد. سپس از کار خود پشیمان شد و برخی از اطرافیان خود را که در این کار آنها را مقصر می‌دانست کشت همچنین نادر برای تامین هزینه جنگ‌های خود مجبور بود تا مالیات های گزافی از مردم بگیرد، به همین دلیل شورش‌هایی در جای‌جای کشور روی می‌داد.به گفته صادق رضازاده شفق که در کتابش(نادرشاه) می نویسد:" نادر در ماه های اخیر در اوج خشونت حکومت میکرد و به دلایلی چند به تمامی سرداران ایرانی اش سوءظن داشت. تعداد چهار هزار سرباز افغانی در اردوگاه داشت که جمله به نادر وفادار و در حق ایرانیان دشمن کام بودند. نادر شبی رئیس آنها را احضار کرد و چنین گفت: من از نگهبانان خود راضی نیستم و از وفا و دلیری شما آگاهم. حکم میکنم فردا صبح همه آنان را توقیف و زنجیر کنید و اگر کسی مقاومت کند ابقا نکنید. حیات من در خطر است و برای حفظ جان فقط به شما اعتماد دارم،آنها رفتند تا خود آماده کنند ولی نوکری گرجی این موضوع را به اطلاع سرداران نادر رساند و ایشان مصمم شدند تا دیر نشده نادر را از میان بردارند.تا پاسی از شب رفت مواضعین به خیمه چوکی دختر محمد حسین خان قاجار که نادر آن شب در سراپرده او بود رو آوردند و ترس به آنان چندان غلبه کرد که اکثرشان جرات ورود به خیمه نکردند. فقط محمد خان قاجار، صالح خان و یک شخص متهور دیگر وارد شدند و چوکی تا به آنها متوجه شد نادر را بیدار کرد. نادر خشمناک از جای برخاست و شمشیر کشید. پایش در ریسمان چادر گیر کرد و درافتاد. تا خواست برخیزد صالح خان ضربتی وارد آورد و یک دست او قطع کرد، ترس بر او مستولی گشت و در جای خود خشک بماند. اما محمد خان قاجار جرات خود را حفظ کرد و سر نادر شاه از تن جدا ساخت."

از یکی از مستشرقین نقل شده که اگر فرماندهان خائن سپاهش او را نمیکشتند ، نادر قصد تسخیر آلمان واتریش را نیز داشته است . رد پای جاسوسان و فرستاده های دول غربی در تحریک سرداران او به کشتن این پادشاه شجاع دیده میشود.

در عهد نادرشاه دشمنان و متجاوزان به کشور ، توسط وی سرکوب شدند و کشور اندکی از قدرت گذشتهٔ خویش را در حفاظت از مرزها و اعمال قدرت یک حکومت مقتدر مرکزی بر تمام وطن، بازیافت. ترکمانان وازبکان به ماوراءالنهر عقب‌نشینی کردند.

در عهد او به سپاه و تأمین نیرو بسیار توجه می‌شد. نادر اقوام ایرانی را متحد و منسجم در زیر پرچم ایران درآورد و باردگیر ایران قدرتمندترین کشور آسیا گشت. شهرها یا ولایات ایران در دوره نادر به شرح زیر بودند: آذربایجان، افغانستان، بلوچستان (پاکستانترکمنستان، گرجستان، داغستان، بحرین، قطر، کشمیر و ... .  

نادر از فرمانروایانی بود که برای آخرین بار ایران را به محدوده طبیعی فلات ایران رسانید و با تدارک کشتی‌های عظیم جنگی، کوشید تا استیلای حقوق تاریخی کشور را بر آب‌های شمال و جنوب تثبیت کند. نادر شاه در سال ۱۷۴۲.م "جان التون" دریانورد بریتانیایی مقیم سن پطرزبورگ را به رغم كارشكنی روس ها و انگلیسی ها برای ساختن كشتی جنگی به خدمت گرفت. التون در ‍ژانویه ۱۷۴۳.م با سمت دریا سالاری به ریاست كشتی سازی ایران منصوب و به" جمال بیگ" ملقب گردید. با وجود تمامی دشواری های اجرایی و سیاسی، با حمایت های نادر و تلاش های التون، نخستین ناو ایران مجهز به بیست عراده توپ به نام "نادرشاه" در کرانه گیلان به آب انداخته شد. پس از آن به موجب فرمانی که پادشاه ایران صادر کرد تمام کشتی های روسی موظف بودند به پرچم ناو جدید سلام دهند.


با افول دولت نادری، سرزمین پهناور فلات ایران که پس از مدت‌ها به زیر یک درفش درآمده و رنگ یگانگی پذیرفته بود، از هم پاشید.

منابع :

لغت نامه دهخدا

سایت Ariarman.com

عالم آرای نادری نوشته محمد کاظم مروی

تاریخ ایران اثر سایکس

نادر شاه نوشته صادق رضازاده شفق


برچسب ها: نادرشاه افشار ، نادر شاه بزرگ ، سلسله افشاریه ، افشاریان ، نبرد کرنال ، فتح هند ، اشرف افغان ، کوه نور ، دریای نور ،

کاشت مو در تبریز
جمعه 7 مهر 1396 11:36 ق.ظ
خیلی خوب بود ممنون
مناقصات
چهارشنبه 5 مهر 1396 01:31 ب.ظ
سایتتون عالیه به سایت ما هم سر بزنید
دکتر افشار جراح بینی
چهارشنبه 5 مهر 1396 01:22 ب.ظ
خیلی خوب بود ممنون
Kai
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 03:00 ب.ظ
Magnificent goods from you, man. I've understand your stuff prior to and you
are simply too magnificent. I actually like what you have obtained
here, really like what you are stating and the best way in which you assert
it. You are making it enjoyable and you still take care of to stay it smart.

I can not wait to read far more from you. That is actually a tremendous site.
manicure
جمعه 8 اردیبهشت 1396 11:06 ب.ظ
Hello there, You've done a great job. I'll certainly digg it and personally suggest to my
friends. I am confident they will be benefited from
this website.
فائزه
یکشنبه 21 آذر 1395 03:46 ب.ظ
بسیار عالی
یکشنبه 13 بهمن 1392 12:20 ب.ظ
جنگ طهماسب با عثمانی را/ چالدران/ گفته اید
سوشیانت
شنبه 14 آبان 1390 11:53 ق.ظ
درود
برتو وبلاگ خوبی داری فکرکنم یه جورایی هم عقیده ایم
اگه واسه تبادل لینک موافقی منوبا اسم "هویت من"لینک کن
خبرم کن
بدرود
soushiyanet.orq.ir
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر